| خاطره خانم مهدیه فرجی مقدم |
| نگارش یافته توسط Administrator | |
| 07 آبان 1390 ساعت 12:07 | |
|
در این یک سال بهترین خاطره ای که داشتید چه بوده است و اگر علت خاصی برای ثبت نام در کانون داشتید توضیح بدهید؟ سال کنکور هر لحظه و ثانیه اش خاطره است. هر چند سختی های خودش را هم داشت اما وقتی که فکر می کنم می بینم چه روزهای خوب و شیرینی را از دست داده ام اما یک خاطره ای که هیچ وقت فراموش نمی کنم: دقیقا تاریخ آزمون را به یاد ندارم اما روزی بود که تکلیف زرد عمومی داشتیم و من به دلیل حجم امتحانات و یه خرده تنبلی و سستی خودم برنامه ی زرد را انجام نداده بودم. ای کاش فقط زرد بود! نه تنها زرد، بلکه کلاسورم هم کامل نبود و من می دانستم که حتما پشتیبان من را متاخر به حوزه می فرستند و من به طور عادی در درس های عمومی آزمون وقت کم می آوردم، چه برسد به این که یک ربع هم دیرتر آزمون را شروع کنم. در این فکر بودم که وارد حیاط حوزه شدم و دیدم که دوستم یاسمن هم وضع و اوضاعش مثل من است. اول می خواستیم مخفیانه وارد حوزه شویم تا خانم ملکی متوجه نشود اما نشد. وقتی خانم ملکی تکلیف را از من خواست و ما تکلیفی نداشتیم، عصبانی شد و می خواست ما را به عنوان متاخر نگه دارد و من به شدت از این قضیه ناراحت بودم و به یاسمن گفتم که اصلا امروز آزمون نمی دهیم، بیا برگردیم. یاسمن قبول کرد و ما با حالت عصبانی حیاط حوزه را ترک کردیم. خانم ملکی تا وسطای حیاط دنبال ما آمد اما ما به حرف های او گوش نمی دادیم و راه خود را می رفتیم. وقتی به بیرون حوزه رسیدیم، خیال می کردیم که خانم ملکی تا آخر دنبال ما می آید و ما را برمی گرداند. بیرون منتظر بودیم که ناگهان گوشی همراه من زنگ خورد. مادرم بود. عصبانی!! یه خرده دعوام کرد و گفت می ری و از خانم ملکی عذرخواهی می کنی. بله، خانم ملکی به مادرم همه ماجرا را اطلاع داده بود و ما فکر این جا را نمی کردیم. بعد گوشی یاسمن زنگ خورد. اونم مثل من. در آخر به حوزه برگشتیم چون چاره ای نداشتیم و آزمون را با یک ربع تاخیر شروع کردیم. الان که فکر می کنم می فهمم که خانم ملکی واقعا صلاح ما را می خواست ولی ما... راستی تکالیف ناقص اون روز را همان شب به اصرار مادرم کامل کردم. در رابطه با عضویت در کانون خرداد ماه وقتی برای گرفتن کارنامه به مدرسه رفته بودم. خانم کرمی مدیر مدرسه بعد از تعریف و تمجید فرم بورسیه را به من داد تا وارد کانون شوم. در آغاز هیچ شناختی از کانون نداشتم و راستش در اول قبول نکردم اما بعد با اصرار مشاور مدرسه و مدیر فرم بورسیه را گرفتم. الآن که فکر می کنم با خود می گویم اگر آن روز فرم بورسیه را نمی گرفتم چه اشتباهی را مرتکب می شدم و شاید هیچ وقت به کانون نمی آمدم و این رتبه را کسب نمی کردم و از خانم کرمی سپاس گذاری می کنم. |
| قبل > |
|---|
حتماً اين جمله
را شنيده ايد كه مي گويند :
دبيرستان ابوريحان
دبيرستان
ابوريحان اولين دبيرستان غيرانتفاعي شهرستان ساوه در سال 1372 با هدف ارتقاي سطح
آموزشي و فرهنگي داوطلبان دوره متوسطه به همت آقاي مرتضي مولودي به عنوان موسس ،
تاسيس گرديد. به کار گيري دبيران مجرب و مديريت لايق در طول اين 14 سال دبيرستان
ابوريحان را تبديل به يکي از موفق ترين دبيرستان هاي شهر ساوه نموده است. در سال
1378 دوره پيش دانشگاهي نيز در اين مرکز داير گرديد.
آموزشگاه پویش
زبان بوجود آمد تا با دیگران ارتباط برقرار کنیم و با فراگیری آن به آن زیبایی ببخشیمآموزشگاه پویش در سال 1378 در ساوه با اسم سیمین زیر نظر آموزشگاه سیمین تهران دارنده مدرک بن المللی کار خود را شروع کرد و در سال 1386 به نام آموزشگاه زبان پویش با تایید سیمین تهران تغییر یافت.
يازدهمين قانون آشکارو نهان آزمون های کانون از ايجاد تعادل در مطالعات دانش آموزان صحبت مي کند.مطالعه ي متعادل به معناي مطالعه ي مساوي نيست بلکه به معناي عدم تخلف ازروش مطالعات عمومي وبه عبارت بهتر مطالعه ي هماهنگ بامجموعه داوطلبان هم گروه است.رتبه ي پايين برخي داوطلبان با وجود درصد هاي بالاتر گاه نتيجه ي مطالعه ي ناهماهنگ آنها با داوطلب هم گروه خودشان است.
کتاب فروشی کانون
کتاب فروشی کانون از سال 1378 تاسیس گردید و حدود 8 سال است که در خدمت دانش آموزان ساوجی می باشد. کتاب ها از معتبرترین انتشارات که عبارت است از :
کانون فرهنگی آموزش – اندیشه سازان – مبتکران – تاجیک – گام به گام و.... و همچنین در مقاطع مختلف از جمله ابتدایی ، راهنمایی ، دبیرستان ، پیش دانشگاهی ، کاردانی به کارشناسی و کارشناسی ارشد ارائه می شود. لازم به ذکر است که کتاب های کانون فرهنگی آموزش به صورت کامل ارائه می شوند. یعنی تمام کتاب هایی که در تهران منتشر می شوند بلافاصله در کتاب فروشی کانون موجود می باشد. در کتاب فروشی علاوه بر کتب درسی لوازم التحریر ارائه می گردد.